چهارشنبه 19 مهر 1391 (خوردن حریره بادام رادین)
الهی که قربونت برم پسملی...زود داری بزرگ میشیا... امروز برات حریره بادام گرفتمو دادم بهت...هی.... بدت نیومد..اما خیلی هم خوشت نیامد...دیگه دارم مطمئن میشم که تو فقط غذاهای توی خونه رو میخوای بخوری عزیزم..نه اماده...عشق منی....
دیگه برای خودت وقتی بازی میکنی حسابی سرو صدا راه میندازی و چنان جیغ های نازکی میکشی که نگو...قربون صدای قشنگت..بعدم بلند میخندی...وای...میخوام تو بغلم حسابی فشارت بدم اما...دلم نمیاد...عاشقتم پسملی.....

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چهارشنبه 19 مهر 1391 (خوردن حریره بادام رادین)
